جان غریب اندر جهان مشتاق شهر لامکان  

هر لحظه وحی آسمان آید به سر جان‌هاکاخر چو دردی بر زمین تا چند می‌باشی برآهر کز گران جانان بود چون درد در پایان بودآنگه رود بالای خم کان درد او یابد صفاگل را مجنبان هر دمی تا آب تو صافی شودتا درد تو روشن شود تا درد تو گردد دواجانیست چون شعله ولی دودش ز نورش بیشترچون دود از حد بگذرد در خانه ننماید ضیاگر دود را کمتر کنی از نور شعله برخوریاز نور تو روشن شود هم این سرا هم آن سرادر آب تیره بنگری نی ماه بینی نی فلکخورشید و مه پنهان شود چون تیرگی گیرد

ادامه مطلب  

عاشقی را مکتبی باشد مهیب  

آنکه جانم آفرید اندر جهان
داد چَشم و داد گوش و استخوان
 
نیک دانست این که عاشق هم کند
زانکه باشم تا ابد من جاودان
 
ور نه این بودی مرا در دفترم
خفته میماندم ز سرّ آسمان
 
این بداند هر که او عاشق شدی
آشکارا گشته بر او هر نهان
 
قطعْ باهم عشق و دل را از ازل
آفرید آن خالقِ دانا٬ بدان

ادامه مطلب  

دیابت پنهان چیست و چه اهمیتی دارد؟  

دیابت پنهان به حالتی گفته می‌شود كه در آن قند خون بین حد طبیعی و دیابتی قرار دارد. در مورد قند ناشتا مقادیر بین 125- 100 و در مورد قندخون 2 ساعته در آزمون خوراكی تحمل گلوكز مقادیر بین 199- 140 به عنوان دیابت پنهان در نظر گرفته می‌شوند.
دیابت پنهان یكی از مهم‌ترین عوامل خطرساز ابتلای به دیابت می‌باشد و اهمیت آن در این است كه با تشخیص به موقع و انجام اقدامات لازم به صورت تغییر در روش زندگی می‌توان به نحو مؤثری از پيشرفت دیابت پنهان به سمت دیابت آشكار

ادامه مطلب  

علت پنهان بودن اسرار پس از مرگ چیست؟ 95/10/7  

علت پنهان بودن اسرار پس از مرگ چیست؟
امام علی(ع) در خطبه بیستم کتاب نهج البلاغه در مورد علت پنهان بودن اسرار پس مرگ می فرماید:آنچه را مردگان دیدند، اگر شما می دیدید ناشکیبا بودید و می ترسیدید؛ و می شنیدید و فرمان می بردید.ولی آنچه آنها مشاهده کردند بر شما پوشیده است و نزدیک است که پرده ها فروافتد.امام علی(ع) در ادامه این خطبه پرمغز مطالب عبرت آموز دیگری را بیان می کند و می فرماید:در دنیا حقیقت را به انسان نشان داده اند،اگر به درستی بنگرید؛ و به

ادامه مطلب  

دیوالدین_قسمت اول  

یکه روز فهمیدم که باید دست از این آشفتگی بردارم فهمیدم که اگر به ناچار به این جهان تبعید شده ام راه فراری ندارم و باید با سوال هاي بی جواب مانده ام با درد هاي نامتناهی و آرزوهاي دور و درازم بسازم آن روز فهمیدم که دیگر نه راه پس مانده است و نه راه پيش باید به ناچار از نو  شروع کنم..از من! یک من جدید که سعی دارد واقعی به نظر برسد...!دیوانه نقطه ی پرگار داستان بود که باید دست از آشفتگی برمیداشت و شیرازه ی را داستان را می بست یک روز شروع کرد به تغییر!  

ادامه مطلب  

خسر الدنیا و الآخرة ذلک هو الخسران المبین  

آن شنیدی که از سر سوزی

گفت عیسی به همرهان روزی


زین جهان دل به طبع بردارید

مهر او جمله کینه انگارید


که جهان زودسیر و بد مهر است

همه خاری ست اگر چه‌گلچهراست


همه معشوقه‌ایست عاشق کش

عاشق او خرد ندارد و هش


دایه‌ای دان که هر که را پرورد

خون پرورده را بریخت و بخورد


تا جهان است کارش این بوده‌است

رسم و آیینش اینچنین بوده است


آن کزو زاد و آنکه از تو بزاد

هر دو راکشت و تو بدو شده شاد


او به آزردنت چنین مایل

تو درو بسته دل زهی غافل‌!


دل منه بر

ادامه مطلب  

باران  

باز باران با ترانه   
با گهر هاي فراوان.                   
می خورد بر بام خانه
یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توي جنگل هاي گیلان
کودکی ده ساله بودم
چست و چابک
با دو پای کودکانه
می دويدم همچو آهو
میپریدم از سر جو
دور می گشتم ز خانه
می شنیدم آر پرنده
داستان هاي نهانی 
راز هاي زندگانی
برق چون شمشیر برات 
پاره می کرد ابر ها را 
اندر دیوانه غران
مشت می زد ابر ها را
جنگل از یا گریزان
چرخ ها می زد چو دریا 
دانه هاي گرد باران 
پهن می گشتند

ادامه مطلب  

 

ز کوي یار می‌آید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی


چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن

که قارون را غلط‌ها داد سودای زراندوزی


ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است

که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی


به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی


چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست

مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی


طریق کام بخشی چیست ترک کام خود کردن

کلاه سروری آن است ک

ادامه مطلب  

مه نو  

فروغ دیده من نو مه رسیده من
نشسته پرتوعشقت بیا به دیده من
به شادباش قدومت به پایکوبی ورقص
نشان دهد به من اقبال خوش دمیده  من
حدیث بت شکن و مه جبین سارایی
به نقش می زند این قصه شنیده من
به شادی وطرب وچنگ وخنده ومستی 
گذشته شب به من و دلفریب شیده من
هزار مرغ به بستان آرزو به سخن 
که امشب است نگارم به برکشیده من
هوای عشق تو درآسمان پويایی است
که پر کشیده به سويت سحرسپيده من 
"رها" به یمن وصل توای ماه پرتوافشانم
سخن به مدح بگويد مه دمیده من   

ادامه مطلب  

 

عیسی کیست؟
 
عیسی پسر خداست (عبرانیان 1: 3).عیسی کلمه خداست (یوحنا 1: 1).عیسی کلمه حیات است (اول یوحنا 1: 1)عیسی پسر انسان است (لوقا 10:19)عیسی خدای حق است (اول یوحنا 20: 5)عیسی خداست که در جسم ظاهر شد (اول تیموتائوس 16: 3)عیسی مظهر کامل ذات خداست (عبرانیان 1: 3)عیسی فروغ جلال خداست (عبرانیان 1: 3)عیسی صورت خدای نادیده است (کولسیان 15: 1)عیسی خالق آسمان و زمین و چیزهاي نادیدنی است (کولیسان 16: 1)عیسی برتر از همه چیز است (کولسیان 18: 1)عیسی بره خداست که گناه را از جهان برم

ادامه مطلب  

 

مریمم گفتی : ضعیف نباش ، قراره من به تو تکیه کنم .
بنا به ضعف نبوده و نیست چون علی رغم همه مشکلات به خدایم و تو که فکر می کنم قدرتی دو چندان میگیرم . 
ولی این دو کلمه بسیار  مرا خوشحال کرد و حس غروری به من دست داد که تا بحال تجربه اش نکرده بودم . 
تا بحال این جمله را از زنی نشنیده بودم . نمیدانی شنیدن این جمله چقدر چقدر ..... .
و خیلی چیزهاي دیگر که با این دو جمله در من بوجود می آید . بابت آنها متشکرم .
 

ادامه مطلب  

 

 
چرا پ خسته نمیشم از یكنواختى ؟! چرا آرزو میكنم تو این مه قدم بزنم و وقتى بهم پيشنهاد میشه انگار ازم خواستن سر یكى رو ببرم انقدر میترسم و پا پس میكشم
اصلا چقدر خوبه كه كسى دركت نمیكنه عایسان . میبینم كه دیگه خواهرمم از متال دست شسته و غرق در فیلم هاى كره اى
واقعا تنها شدى عایسان و در هیچ ریلیشین شیپى قرار ندارى و در همه جا به چشم ى عادم خشك بی احساس بت نگاه میكنن ، به شدت دلم میخواد فروغ رو ببینم و باهاش حرف بزنم و جلوش زار زار گریه كنم
متأسفانه ا

ادامه مطلب  

 

باید لایه لایه ی پوسته ام را بشکافم. پوسته‌ای از گه و کثافت که زیرش هم باز گه و کثافت هست و زیر آن هم گه و کثافت. هی همینطور تا ته گه و کثافت هست خشم هست. حسادت هست. تنفر هست. غرور هست. ترس هست. بعدش می‌رسید به من. من در میان لایه هاي گه و کثافتم. تنها. گوشی توي دستم. در حال نوشتن. در حال دیدن. چک کردن. در حال شکافتن خودم. در حال صبر کردن برایت. می‌رسید به من. غمگین. خوشحال. خالی. در حال قضاوت جهان. در حال راضی نگه داشتن همه. در حال نقش بازی کردن. پنهان کر

ادامه مطلب  

reality  

+ (دانشجوي دکتری رشته کامپيوتر) [درحالی که میخندید] زمان مام یه سری دانشجو بود میرفتم دنبال پيانو و کیانو و گیتار و اینا، اون یکی اسمش چی بود؟
- (من) ويولن
 
+ همون، شب شعر و این چرت و پرتاب میرفتن، چیه اینکارا
- چیه کونت میسوزه اووون موقع هم داشتن از زندگیشون لذت میبردن درحالی که تو کلت تو کیس بود؟
+ بیا اینو نگا! ادم باید دنبال پول باشه زرنگ باشه
- نگاه عاقل اندر کسخل من به اون..
 
 
 
مهم لذت بردنه حاجی لذت ببر اگه نمیتونی لذت ببری،
والا راهکاری ندا

ادامه مطلب  

جمله های نبش خاطراتی  

کاش میدونستی وقتی این جمله رو میگی چقدر بهم میریزم کاش میدونستی هروقت میگی ش یهو قلبم میریزه یهو تو دلم خالی میشه که وای ینی باز چی شده که چیو دیده و اشتباه برداشت کرده و نتیجه گیری کرده که وای باز چی به گوشش رسوندن
کاش هیچوقت این جمله ای که میتونه پرازمحبت و حس خوب باشه واسم با موضوعات دیگه قاطی نمیشد کاش اون موقع ایی که ناراحت بودی و داشتی دلیل ناراحتی تو واس خودت توسکوتت هضم میکردی تابعدن بشینی باهام حرف بزنی اینو نمیگفتی  حالا که ازگذشته

ادامه مطلب  

فلسفه نماز و راز و رمز نهفته در آن  

فلسفه نماز و راز و رمز نهفته در آن را بیان کنید.
پس از پذیرش اسلام و قرآن به عنوان دین و کتاب الهى، درمى‏یابیم که در قرآن و نیز کلمات انبیاى الهى و پيشوایان، تأکید وافرى بر اقامه نماز شده است. همچنین نماز داراى جایگاه ويژه ‏اى در ادیان الهى است و در طول تاریخ تمامى پيامبران و پيروان آنها سفارش به نماز شده ‏اند. اما چرا نماز؟ اسلام و قرآن داراى سیستمى ترتیبى جهت نیل آدمى به مراتب کمال است که از جمله آنها اقامه نماز مى‏ باشد. محور تربيت و تعالى

ادامه مطلب  

ریشه خشونت در جهان امروز  

در سه دهه اخیر، آتش نفرت، خشونت و جنگ اغلب مناطق خاورمیانه، آفریقا و بخشی از اروپا و آمریکا را فراگرفته و گويی پایانی برای آن متصور نیست و نتیجه اش آوارگی بیش از شصت میلیون انسان است، کشته و مجروح شدن میلیون ها نفر دیگر از استانبول گرفته تا کلرادو و از پاریس گرفته تا نیجریه و سومالی و همین نزديکي ها سوریه، عراق، افغانستان و ... 
برای مشاهده کامل این مطلب به اداممه مطلب برويد...

ادامه مطلب  

آه  

رهروان رهت ای دوست به این حلقه درند
جملگی سجده کنان مست به محراب روند 
دل ما برده ای ای دلبر جانانه ما
بی توای دوست جهان جمله اسیران غمند
عاشقان شیفته دیدن روي چو مهت
جان شیرین به نگاهی ز تو از دست دهند
پرتو ماه ز رخسار دل انگیز تو بود
ناز بفروش در این حلقه بسی ناز خرند
به لب لعل و دو چشمان سیاه وقد سرو به کمانی  که کشیدست و دوابروي خمند
زده ای فتنه به جانم به یکی آتش عشق دل به زندان تو در بند به گیسوي کمند
بیخود از خود دگر امید رهايی نبود
سرنوشت

ادامه مطلب  

اندر احوالات غروبای پاییز  

به جانا میگم انار قوقوسی کن شب شه و تو باشی من باشم مثلن یار  هم باشه به به ! :)میخنده میگه: یار کو غار کو بارکش بار کو دلت خوشه دختر !با قاشق تق تق میکوبه پشت انار بهش میگم :بابا تو همون یار پلاستیکیو داری (پلاستیکی یعنی یار دور ) که من همونشم ندارم میخنده و میره تو دونه قرمزا گم میشه ...
 

ادامه مطلب  

تو کاری کن بدون تو نبینم صبح فردا را  

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رود

وآن دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود


من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او

گويی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود


گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون

پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود


محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان

کز عشق آن سرو روان گويی روانم می‌رود


او می‌رود دامن کشان من زهر تنهايی چشان

دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود


برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم


ادامه مطلب  

دوست داشتنت  

کاش بدانی
دوست داشتنت
خورشید نیست،
که لحظه ای بیاید و لحظه ای برود؛
ماه نیست،
که یک شب باشد و یک شب نباشد؛
ستاره نیست،
که شبی پر شور باشد و شبی کم فروغ؛
باران نیست،
که گاه شدت گیرد و گاه نم نم ببارد
مثل نفس می ماند
همیشه با من است.

ادامه مطلب  

اندر احوالات قصور در حمام رفتن  

اندر احوالات  و دلایل قصور در حمام رفتن باید عرض کنم ...
بچه که بودم تو 2تا اتاق نقلی زندگی میکردیم به همراهه
دوتا همسایه ی دیگه که تو همون خونه اتاقهاي دیگه ساکن بود.
طبیعتا اون خونه ی قدیمی یک حموم بیشتر نداشت و همسایه ها
توافق کرده بودن هر کدوم دو روز در هفته حمامُ قرق کنن و جمعه
هم برای همه آزاد بود...
یادمه یکشنبه و چهار شنبه نوبت حمام کردن ما بود... مادر گرامی 
اون روزها وقت حمام ، از دو ساعت قبل حمام منو میذاشت تو تشت 
و لگن ؛ حالا خیس بخور ت

ادامه مطلب  

چهارده نور  

و این عصر عصر اوهام است
و من غرق در این اوهام
و تنها یک منجی مرا سوي فطرتم راهنماست
.............
مهدی
من غرق شده ای هستم که دیگر آب از چشمانش گذشته و تنها دستی از آب بیرون دارد
و این ثانیه هاي واپسین عمر
تنها یک نور امید در قلب سرد مغروقم باقیست
................
مهدی
روزی که از نظر ها پنهان شدی، چنین روزهايی را میدیدی
روزی که اوهام بشر این چنین او را در خود بپيچاند
دل به اوهام خود ببندد و در پوچی سیاه چاله واری عمر خود را تمام کند
روزی که بشر فراموش کند چرا به

ادامه مطلب  

ماجرای سرودن نخستین شعر فارسی دری از قول تاریخ سیستان  

[:یعقوب لیث صفاری] را شعر گفتندی به تازی:

قد اکرم اللّه اهل المصر و البلد
 
بمُلک یعقوب ذوالاَفضال و العُدد

... چون این شعر برخواندند او عالم نبود، درنیافت. محمد بن وصیف حاضر بود و دبیر رسایل او بود و ادب نیکو دانست و بدان روزگار نامهٔ پارسی نبود. پس یعقوب گفت: چیزی که من درنیابم چرا باید گفت؟ محمد وصیف پس شعر پارسی گفتن گرفت و پيش ازو کسی نگفته بود که تا پارسیان بودند سخن ایشان به رود بازگفتندی، بر طریق خسروانی، و چون عجم برکنده شدند و عرب آمدند

ادامه مطلب  

نامه اصلاح‌طلبان خارج‌نشین به ترامپ: ما خواهان یک رژیم جامع تحریم علیه ایران هستیم؛  

 
فهرست ایرانیانی که خواستار تحریم بیشتر مردم ایران توسط آمریکا شدند، تکمیل شد: میرحسین موسوي، مهدی کروبی، مهدی هاشمی رفسنجانی و حالا 30 نفر اصلاح‌طلب خارج‌نشین
حالا، حدود هشت سال از فتنه 88 و قضایای مربوط به آن می‌گذرد و سردمداران خارج‌نشین آن که هر روز در برابر سازمان‌هاي بین‌المللی تجمع می‌کردند و بر آتش بی‌آبرو کردن ایران در افکار عمومی جهان می‌دمیدند، دست به قلم شده و برخلاف رويکرد پنهان خود در این سال‌ها، علنا خواستار افزایش تح

ادامه مطلب  

 

ای که برداشتی از شانه‌ی موری باریبهتر آن بود که دست از سر من برداری
ظاهر آراسته‌ام در هوس وصل، ولیمن پریشان‌ترم از آنم که تو می‌پنداری
هرچه می‌خواهمت از یاد برم ممکن نیستمن تو را دوست نمی‌دارم اگر بگذاری
موجم و جرأت پيش آمدنم نیست، مگربه دل سنگ تو از من نرسد آزاری
بی‌سبب نیست که پنهان شده‌ای پشت غبارتو هم ای آینه از دیدن من بیزاری؟
 

ادامه مطلب  

یک جور بی تفاوتی شاید...  

 
اولش که با موچین می افتم به جان صورت، با کندن هر مو، جانم بالا می آید؛ بعد ۲۰ ۳۰ بار کندن ولی...
وقتی دست هايم را پنهان می کنم زیر برف، از شدت سرما می سوزد، بعد چند دقیقه ولی...
 
شبیه وقتی که یک نفر بایستد رو به رو و هرثانیه یک سیلی بخواباند زیر گوش، سیلی اول و دوم و سوم شاید درد داشته باشد، از دهمی به بعد ولی...
 
درد هیچ گاه کم نمی شود، فقط آدم بی حس می شود.
 
بی حس شده ام!!
 

ادامه مطلب  

اقلیم وطبیعت ابران  

این سایت درسال1389با هدف ارائه مقالات ومطالب مختلف در زمینه اقلیم وطبیعت ابران اغاز به کارکرد ودرابتدا سعی وافری شد که مقالات مختلف وکاملی درمورد شهرستانهاي مختلف ایران از لحاض طبیعت وفرهنگ واداب ورسوم و جمعیت -اثار باستانی-وقابلیتهاي اقتصادی وصنعتی وکشاورزی ارائه دهد بدنبال ان در ادامه کار به بررسی کشورهاي مختلف جهان پرداخت وطی مقالات مختلف کلیه کشورهاي جهان از لحاض طبیعت وفرهنگ واقتصاد و.. . موردبررسی قرار گرفت وشناخت کلی از کشورهاي جه

ادامه مطلب  

 

 
از تويی که حرف نمیزنی عصبانیم
از اونی که دروغ گفت عصبانیم
از اونی که میاد عصبانیم
از اونی هم که نمیاد عصبانیم
توي ذهنم دعواست
خدایا از این همه حرفی که توي دلم مونده خسته شدم
از این همه پنهان شدن پشت یه چهره آروم خسته شدم
دلم میخواد همه چیو بهم بریزم
آشوبم
آرامشم باش لطفا...
 

ادامه مطلب  

هند از بزرگترین نیروگاه خورشیدی جهان بهره‌برداری کرد  

هند قصد دارد تا پایان سال 2020 با افزایش 30 درصدی ظرفیت انرژی خورشیدی خود، تولید برق خورشیدی را به 100 گیگاوات افزایش دهد.

 

  

پيام نفت:


بزرگترین نیروگاه خورشیدی جهان در هند افتتاح شد
بزرگترین نیروگاه خورشیدی جهان در ایالت تامیل‌نادو در جنوب هند به بهره‌برداری رسید.
این نیروگاه با ظرفیت 648 مگاوات چهارشنبه در شهر راماناتا پورام رسماً راه‌اندازی شد.
برق تولیدی این نیروگاه با حضور جایالالیتا، سروزیر ایالت تامیل‌نادو، از طریق یک ایستگاه زیر

ادامه مطلب  

 

 
رو در رو نشسته اند
با هر کلامی یک پرسش آغاز می شود
او احساسش را بیان نمی کند؟
قضاوت مکن شاید ترسی پنهان است.
تو مگر ترسی داری؟
ترس از چه؟
بدنش می لرزد ، صدایش کم می شود
در کودکی به من تجاوز شد...
همه تظاهر می کنیم که پذیرفتیم
اما
او درد کشید و فریاد زد
می بینمش
اینبار بدون نقاب
و
چقدر قوي است.
تلخی یک حادثه او را درمسیر کمرنگ کردن اتفاق قرار داد.
   "هیس"
     دخترها فریاد نمی زنند.
 
 
 

ادامه مطلب  

گاه گاهی حکمت هم جواب نمیدهد...  

گويند روزی حکیمی در بازار شهری راه میرفت و فریاد میزد که آهاي مردم من گنچی دارم بسیار با ارزش که حاضرم آن را به سه هزار اشرفی بفروشم خوشا به حال آنکه صاحب این گنج باشد
پي نوشت : دمش گرم در دیار ما سه هزار میلیارد را یواشکی میبرند که برای زحمتی برای دیگران نباشد
 
القصه:
خبر به پادشاه رسید دستور داد تا حکیم را به حضور همایونی بیاورند
پادشاه گفت ای حکیم شنیده ایم در دیار ما جار میزنی که گنجی  میفروشی
- بله قبله عالم. مگر نه آن است که مردم برای امر

ادامه مطلب  

جهان عاری از خشونت نیازمند گفتمان بین جوامع است  

عضو هیات علمی پژوهشکده علوم انسانی:
جهان عاری از خشونت نیازمند گفتمان بین جوامع است
عضو هیات علمی پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ایران گفت: برای ایجاد جهان عاری از خشونت باید گفتمان را در بین جوامع نشر دهیم و تا زمانی که گفتمان در بین کشورها برقرار نشود؛ همچنان ما شاهد خشونت و جنگ خواهیم بود.
 
منبع: خبرگزاری جمهوری اسلامی

ادامه مطلب  

در گذار از روزها...  

اندر احوالات امروز...
همین الان بعد یک ساعت پياده روي از در مدرسه پسرجان رسیدم روي مبل خونه ....دیروز پسرجان یک برگه داد بهم که درباره انتخاب رشته و اینا توي مدرسه بود و جلسه گذاشته بودن و نوشته بودن حضور الزامی و ضروری ...ساعت ۹ هم شروع میشد جلسه ...منم امروز صبح وقتی کارامو کردم یهو یاد جلسه افتادم و متوجه شدم ساعت یه ربع به ۹ هست آژانس گرفتم و هول هولی رفتم مدرسه ولی هیچکدوم از مادرا و پدرای بچه هاي کلاس نهم را ندیدم سالن کنفرانس هم که محل جلسه ب

ادامه مطلب  

کلافه ....  

بعضی وقتها دلیل بعضی رفتارهاي ادم ها را مدت ها بعد میفهمی وچقدر برایت عذاب اور است کسی که تو اورا آشنا میدانستی مثل غریبه هاباتورفتار کند ! کاش همه بدانند که من از پنهان کاری متنفرم .حالا دلم شکسته ناراحتم دلخورم کلافه ام نمیدانم چه برسر امده ولی تو دیگر برایم مثل قبلتر ها نمیشنويز همان شب به بعد ازچشمانم افتاده ای ....زشتی رفتارت همه چیزرا برایم پاک کرد .دلم میخواهد خودت قضاوت کنی چه کسی مقصر است؟!
کاش بخوانی و بدانی که با توام ....

ادامه مطلب  

شب یلدا  

هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها یلدایتان رويایی روزهايتان پر فروغ شبهايتان ستاره باران! 
 
شب یلدا تون بخیر و شادی
جای کسایی که سال هاي پيش شب یلدا کنارمون بودن و الان نیستن سبـــــــــــز

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1