سلام  

دوباره سلام به تو که بهترینی...
توکه باعث طپش شدیدقلبم..شدی ووقتی باهات حرف میزنم یه طپش غیرقابل وصف سراغ قلبم میاد....
توکه پاکترینی...
توکه عزیزترینی...
اسرین عزیزم میخام یه چیزی بگم که خیالتو تاآخر راحت کنم...
داشتن بکارت دلیل نجابت ...ونداشتنش دلیل بي عفتی وهرزگی یه دختر نیست..
درخیلی از کشورها دردوران کودکی ونوزادی به عمد پرده بکارت دختر را  بادست وعمدا برمیدارند تا در بزرگسالی محدود نشه..
ازنظر من تو گلی هستی پاک ...دختری هستی نجیب...که جبر وقه

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ جديد شهاب مظفری به نام روزای بدون تو  

دانلود آهنگ جدید شهاب مظفري به نام روزای بدون تو
Download New Music Shahab Mozaffari Called Rozaye Bedone To On Iran Javan Music

 
دانلود آهنگ جدید شهاب مظفري به نام روزای بدون تو
Download New Music , Download New Music Shahab Mozaffari , Download New Music Shahab Mozaffari Called Rozaye Bedone To , iran javan , iranjavanmusic.com , Music Shahab Mozaffari Called Rozaye Bedone To , Rozaye Bedone To , Shahab Mozaffari , آهنگ جدید , ایران جوان موزیک , دانلود آهنگ , دانلود آهنگ جدید شهاب مظفري , دانلود آهنگ جدید , دانلود آهنگ جدید از iran javan music , دانلود آهنگ جدید ایرانی , دانلود آهنگ روزای

ادامه مطلب  

دانلود اهنگ جدید و زیبای شهاب مظفری بنام روزای بدون تو  

دانلود اهنگ جدید و زیبای شهاب مظفري بنام روزای بدون تو
Download New Music By Shahab Mozaffari Called Rozaye Bedone To
متن اهنگ شهاب مظفري بنام روزای بدون تو
عجب روزای غمگینی عجب شبای سنگینی، دارم میکشه جون میدم ولی حیف که نمیبينی
تو رفتی و برام انگار تمومه فصلا پاییزه، گره خورده توی سینه یه بغض یه گریه که نمیریزه
تو این ماتم کده انگار تموم شهر یخ کرده، سریع روزا تموم میشن که باز تاریکی برگرده
من از تاریکی میترسم از این حال بدم بي تو، کجای زندگیم بودیم چقد سرده بدون

ادامه مطلب  

بیوگرافی و عکس اینستاگرام شهاب حسینی و همسرش و فرزندانش  

بيوگرافی و عکس اینستاگرام شهاب حسینی و همسرش و فرزندانش
 
زندگینامه شهاب حسینی
شهاب حسینی (نام کامل : سید شهاب الدین حسینی تنکابنی) ، بازیگر مرد ایرانی ، چهاردهم بهمن ماه پنجاه و دو (۱۳۵۲/۱۱/۱۴) در تهران متولد شد. او نخستین فرزند خانواده‌ بوده و یک برادر و دو خواهر دارد. وی در سال ۷۴ با خانم پریچهر قنبری ازدواج کرده که فرزند اولشان، محمدامین، در زمستان ۸۲ و فرزند دومشان، امیر علی در تابستان ۹۰ به دنیا آمد. تحصیلات دانشگاهی او در رشته روانشناسی

ادامه مطلب  

 

خدایا وقتی تنهام کمکم کن بهم آرامش بده هیچوقت دوس ندارم شب بشه چون شبا آقام میره سرکار تنهامیمونم اگه همه هم کنارم باشن ولی اون نباشه دلم خیلی میگیره دوس دارم پیشم باشه باخیال راحت بخوابم ولی حالاکه نیست نمیخوابم عوضش بهش زنگ میزنم کلی باهاش میحرفم ولی وقتی قطع میکنم کلی گریه میکنم تاخواب میرم مثل بچه ای که مادرشومیخواد خیلی دوسش دارم. کاش کارش راحتتربود خیلی اذیت میشه هرشب میره سرکار میدونم برای اونم سخته که شباپیشم نیست ولی به روی خودش ن

ادامه مطلب  

می خرم!  

می خرم!
گفتی احساس به یغما برده داري، می خرم
باغبانی و گل پژمرده داري، می خرم
گفتی از ترس فلک، یک عالم احساس نجیب
گوشه ی پیراهنت افسرده داري، می خرم گفتی انگار از نبرد خویش با دل می رسی
نوجوان کشته ای بر گُرده داري، می خرم
گفتی از بي عاشقی در تیر باران غزل
یک بغل مصراع پیکان خورده داري، می خرم
جای فریاد و سرور کودکانه در دلت
گفته بودی عندلیب مرده داري، می خرم
گفتی از آن عمر سرتاسر زمستان، یادگار
بي نهایت شعر سرما خورده داري، می خرم
عمر کوتاه من

ادامه مطلب  

استاد سجاد مظفری سرپرست هیئت تکواندو لارستان شد  

جلسه هیئت تکواندو لارستان در روز سه شنبه مورخه 95/09/02 از ساعت ۲۱ الی 23:30 در محل دفتر هیئت با حضور اکثر اعضاء برگزار شد و تصمیمات لازم جهت اجرای بهتر برنامه ها و اهداف پیش بردی در سه ماه آخر 95 این هیئت اتخاذ گردید.همچنی طی مذاکرات صورت گرفته و هماهنگی بعمل آمده استاد سجاد مظفري به سمت سرپرست هیئت تکواندو لارستان منصوب گردیدند.امید است با استعانت از خداوند متعال و با حمایت مسئولین شاهد موفقیت و پیشرفت چشمگیری در تکواندو منطقه باشیم. ان شالله

ادامه مطلب  

ابی - پیچک  

Bm                F#    Em              B                  Bm                F#       Em            B              Bm
حالا دیگه تو رو داشتن خیاله  دل اسیره آرزوهای محاله.غبار پشت شیشه میگه رفتی ولی هنوز دلم باور نداره
Bm                A           G        A                Bm             A     Bm         A       
حالا راه تو دوره دل من چه صبوره ... كاشكی بودیو میدیدی زندگیم چه سوت و كوره
Bm           A       Bm          C            Bm             A         Bm          C          
آسمون از

ادامه مطلب  

اردی بهشت  

نمی دونم چی شد که حالا، این موقع شب یادت کردم .. قدیمی عزیز من ..:)
حالا که اومدم، می خوام بگم از کلیشه های اینستایی و تلگرامی که جای تو و بقیه ی وبلاگا رو گرفتن خسته ام و روز به روز کمتر دوسشون دارم.
از کپشن ها و پستای یکی در میون عین هم که معلوم نیست چقدرشون از ته دل اومده باشن.
بابا البته میگه تو آدم گریزی ! نمی دونه که حقیقی و مجازی هم نداره :)
 نمی دونم . شاید حالا که اینجا خلوت شده و اون جاهای دوست نداشتنی شلوغ، بيشتر بيام پیشت . خانه ی روزهای نو

ادامه مطلب  

160  

بعضی وقت ها خیلی احساس تنهایی می کنم.
مثل حالا.
حالا که "میم" را از دست داده ام و "ش" تا چند وقت دیگر می رود شهرستان .
و همین دو نفر بودن که برایم سنگ صبور بودن .
و حالا دیگر هیچ کس نیست که من غصه هایم را برایش بگویم و با بودنش احساس دلتنگی نکنم.
احساس می کنم همه یک دوست صمیمی دارند به جز من.
منم و وبلاگم.
که احساس می کنم وبلاگم خیلی ساکته و هیچ حرفی نداره برای دلداري دادنم.
تنها به چه کسی می گویند؟
کسی که هیچ کس را نداشته باشد یا کسی که کسانی که باید دا

ادامه مطلب  

 

تو !قول داده بود که باشد کنار مندر روز های سخت به عشق وطن وطندر روزهایِ بعد تو مکاره تر شدوتا قول های تازه که در اوج پر زدنحالا برو نمان تو کنارِ منی که نیستدیگر میانِ کالبدی کهنه در کفن
من باد می شود که بياید به باغ توتا در بياورد که دماراز دماغ توباید میان ِ خانه ی من درس عبرتی...باید که بشکند همه جا آن چماق توحالا کلاغ قصه ی من منتظر بمانمن زاده می شود که بياید سراغ تو
من زاده شد که بعد...ولی حیله گر ترستآن تو که هست بنده ی دستی که پر زر ستاما نقا

ادامه مطلب  

#1-بغض لعنتی  

این بغض لعنتی بدجوری چنگ زده گلوم..هرچی ام که اشک میریزم تمومی نداره...دلتنگتم دیگه دلتنگی که شاخ و دم نداره..مگه میشه ببينم داري میری و بغض نکنم ..حالا توهرچی بگی عزیزک فقط سه هفته است هر چی من  بگم درس می خونیم این روزا می گذره..هرچی من قول بدم خوشحالت کنم...
مگه میشه از کنار پارک لاله گذشت و بغض نکرد...مگه عاشقی دختر که اشتباه پیاده شدی...
صبح که بيدار شدم گفتم امروز مثل دیروز نیست میشینم  درس می خونم و دیگه بهش فکر نمی کنم ولی مگه صدای بارون میزار

ادامه مطلب  

من  

سلام به روی ماه همتوون عاشق تک تک شما دوستانم با اون دلای مهربون وپاکتون
امیدوارم هر جا هستین روی این کره خاکی سالم وموفق باشین
دلم می خواد از دل تنگیام واستون بگم
ااز یه سری از دوستام که حالا حالا معلوم نیس ببينمشون ودلم براشون تنگ شده
از یه سری آدمایی که در زمانهای مختلف وارد زندگیم شدند و الان نیستن ومن خیلی اذیتشون کردم
والان به کارای خودم میخندم
بعضی مواقع آدم کارای احمقانه انجام میده دست خودشم نیس بعد میگه آخ کاش اینجور نمیگفتم نبودم 

ادامه مطلب  

 

- برام نوشتی:
" لاف عاشقی با عاشقی فرقش زیاده!من نودساله حست میكنم وتورنج این حس طاقتم تاخ شده! "
- جواب من به تو:
" هرموقع، وقتی شب خوابيدی از حس لمس تنت با نوازش های اونی که دوسش داري از خواب پریدی...
هرموقع، وقتی داري رانندگی میکنی از حس استشمام عطر تن اونی که دوسش داري کوبيدی روی ترمز و دور و برت رو نگاه کردی که نکنه اون نزدیکی ها باشه...
هرموقع، وقتی روی کاناپه نشستی و حس سنگینی نگاه اونی که دوسش داري رو روبروی خودت تصور کردی که داره با لبخند بهت

ادامه مطلب  

همین حالا...  

خستگی یعنی همین الان
بي حوصلگی یعنی همین الان
اضطراب یعنی همین الان
از چی میترسی سارا؟
نگران چی هستی دختر؟
آینده؟پسرت؟آیندش؟زندگیش؟
مگه آینده اومده یا ازش خبر داري؟
از رضا میترسی؟
از آبروت؟
از بي پولی ؟
از تنهایی؟
آخ ....خودم جان حالا بهت میگم سارا از چی میترسه فقط فقط فقط از پسرش و آیندش همین.......
.
.
پینوشت:
اعصابم به بازی گرفته میشود 
یه بازی جدیده؟؟؟
من همین الان اینها هستم ....همین الان با یه ذهن شلوغ و درهم که فکرها و حرفا افتادن به جون هم و

ادامه مطلب  

تو کنار منی...  

از معدود شبهایی است که حداقل توی این چند سال گذشته بي خوابي به سرم زده است..اینکه حالا کجا هستم و به چه فکر میکنم بماند.اما ته همه ی حرفهایم با خدایی است که با همه وجود بهش اعتقاد دارم. نه مثل متدینین خدایی است که شداد و غلاظش جرات حرف زدن با او را از من گرفته و نه مثل متفکرین روشنفکر که لابد از سر شکم سیری کم مانده او را انکار کنند..خدای من هملن خدای کودکی من است و حالا مطمئنم درست مثل همان روزها هم مرا می بيتد و هم حواسش به من هست..و من برایش میخوا

ادامه مطلب  

تو کنار منی...  

از معدود شبهایی است که حداقل توی این چند سال گذشته بي خوابي به سرم زده است..اینکه حالا کجا هستم و به چه فکر میکنم بماند.اما ته همه ی حرفهایم با خدایی است که با همه وجود بهش اعتقاد دارم. نه مثل متدینین خدایی است که شداد و غلاظش جرات حرف زدن با او را از من گرفته و نه مثل متفکرین روشنفکر که لابد از سر شکم سیری کم مانده او را انکار کنند..خدای من هملن خدای کودکی من است و حالا مطمئنم درست مثل همان روزها هم مرا می بيتد و هم حواسش به من هست..و من برایش میخوا

ادامه مطلب  

بالاخره دلبرانه یا دل بی‌دل؟  

دنیای غریبي است، عجیب و غریب. پیش از این خیالم آمده بود که دنیا یعنی دو ضرب در دو، چهار. حالا اما نه. دو ضرب در دو، پنج، صد، هزار، هر چه. مثلا؟ مثلا تهرانِ مِه‌آلودِ امروز، مثلا پلّه‌ی آخر پلِ عابر پیاده، مثلا بادامِ دربسته‌ی توی کیف، مثلا پلّه‌ی خاموش پّله‌برقی که هر چه بالا می‌رفتی پایین می‌آمد، مثلا حال خوشِ امروز ظهر، بعدازظهر، همین حالا

ادامه مطلب  

فقط بخاطر تو  

نقد و شکایت می کنم فقط بخاطر توجان را فدایت می کنم فقط بخاطر تو
با این همه بيگانگی با قصه و شعر و غزلگاهی روایت می کنم فقط بخاطر تو
حرفای تازگی همه ش نفی نبودن منهدل را حکایت می کنم فقط بخاطر تو
حتی اگر از تشنگی مثل سرابي جون بدماز تو حمایت می کنم فقط بخاطر تو
این گفتگوی ساده هم مثل خیالات منهنذر وفایت می کنم فقط بخاطر تو
می خوام بگم گل گلاب دلم پر از شکایتهبازم رعایت می کنم فقط بخاطر تو
حالا دیگه هر طور شده من دلمو پیش می برمبا این وضع عادت می کن

ادامه مطلب  

60  

طوطی جون با این ک خیلی بدجنس بودی
با این ک خیلی اون یکی طوطی جونو زدی
با این ک باعث شدی پاش قطع ش
با این ک کلی گازم گرفتی
با این ک خیلی تخس بودی
با این ک ن خودت از دستم غذا میخوردی ن میذاشتی اون بخوره
با این ک همیشه بهم اخم میکردی و سرم داد میزدی
با این ک حتی حالا ک داري میمیری هم نمیذاری کمکت کنم
با تمام اینا دوست دارم
با تمام اینا دارم برات گریه میکنم
منو ببخش طوطی جون
ببخش ک پامو توو ی کفش نکردم ک بيارمتون توو
ببخش ک پامو توو ی کفش نکردم ک ببرمت د

ادامه مطلب  

سکوت  

سکوت در کشورهای مختلف تعریف های متفاوتی هم داره که میتونه وحشتناک باشه صحبت ازش و هم میتونه گاهی اوقات از فرط تعحب فقط یه داستان کمیک به نظر برسه...
برای مثال به جنسیت بستگی داره یا به شرایط خانوادگی و یا خیلی مواقع به نظر اطرافیان چرا که بعضی ها نفس میکشن که اطرافیانشون بتونن زمانی با قضاوت سرگرم شن.
دختر بچه که حرف نمیزنه توو جمع
پسر باید کار کنه تا مرد شه حرف نزن زندگی بسازتت
مرد مگه درددل داره اگه هم دردی داري سکوت کن تو یه مردی نباید کسی بف

ادامه مطلب  

سکوت  

سکوت در کشورهای مختلف تعریف های متفاوتی هم داره که میتونه وحشتناک باشه صحبت ازش و هم میتونه گاهی اوقات از فرط تعحب فقط یه داستان کمیک به نظر برسه...
برای مثال به جنسیت بستگی داره یا به شرایط خانوادگی و یا خیلی مواقع به نظر اطرافیان چرا که بعضی ها نفس میکشن که اطرافیانشون بتونن زمانی با قضاوت سرگرم شن.
دختر بچه که حرف نمیزنه توو جمع
پسر باید کار کنه تا مرد شه حرف نزن زندگی بسازتت
مرد مگه درددل داره اگه هم دردی داري سکوت کن تو یه مردی نباید کسی بف

ادامه مطلب  

مانیک  

ز خودداري ماست محرومی مابرون رانده خشکی ز دریا کران را*
حالا که فکر می‌کنم می‌بينم خیمه زده بودم روی میز. نگاه مردم اگر نبود لابد می‌رفتم و می‌نشستم آن بالا، بي‌تعارف. اما خب، آدم باید خوددار باشد و عقلش برسد. عقلم می‌رسد؟ راستش نه. چوب عاقلی را زیاد خورده‌ام و حالا دیگر زده‌ام زیر کاسه و کوزه‌ی عقل و این‌ها. اما باز هم حواسم هست که شلنگ‌تخته نیاندازم و در همین صراط بمانم.
*بيدل

ادامه مطلب  

2/ 71  

تا حالا شده بشینید جلوی یه نفر و اون حرف بزنه و شما توی ذهنتون تمام مدت پلی شه این پریساست؟ و بعد بگین که نه این پریسا نیست و این مکالمه توی ذهنتون هزار بار تکرار شه؟ تا حالا شده همزاد یه نفر رو پیدا کنین؟ همزاد واقعی یه نفر که تمااام رفتار و حرف زدنش و حرکاتش و علایقش شبيه به یه نفر دیگه باشه که تو زندگیتونه؟ من بعد از این همه سال برام این اتفاق افتاده. من همزاد یه نفر رو پیدا کردم. خواستم بگم اگه یه روزی همزاد منو پیدا کردین بهم معرفیش کنین. دوس

ادامه مطلب  

پاییز بای ...95  

 
 
پاییز کم کم داره از کنارمون رد میشه 
کم کم داره مدادرنگی هاشو جمع میکنه و بره دلش صندوقچه ی رازهایی جورواجور هست از  آدم های مختلف خیلی ها دلشو شکستن خیلی ها خوشحالش کردن خیلی ها باهاش خاطره ساختن ...!!
حالا که سه ماه که باهامون رفیق بود ، داريم برا رفتنش جشن میگیرم ؟؟ جالبه شاید این خصلت آدم هاست آدم هایی از جنس رنگ و وارنگی روزگار  ..
پایییز رنگ وارنگ با هزار قصه ی خاموش و نانوشته ، شاید هم قصه شاه پریون داره بقچه خاطرات امسال رو هم جمع میکن

ادامه مطلب  

عشقهای هول هولکی  

بعضی افراد انگار هی مجبورن زود عاشق بشن !
طرف هنوز نه دختره یا پسره رو دیده نه حتی باهاش حرف زده معلوم نیست پیرمرده پیرزنه طرف فوری میگه عزیزم چه حسی خوبي باهات دارم !
حالا پسرها بخاطر جنس خرده شیشه دارشون که اکثرا عشق هول هولکی و حال حالکی رو دوست دارن
موندم دخترا دیگه چرا 
واقعا یعنی یه دختر نمیدونه نیت پسره چیه !
بعد که معلومه عاقبت چیه میبينی هزار افسردگی گرفتن
حالا پسره کجاست هول هولکی دنبال یه حال حالکی دیگه !
خدا اگه میدونست قرار عشقها ا

ادامه مطلب  

97،چیزی مثل خوره افتاده به جان باورهام  

حالا حس می کنم  قالی دختر 12 ساله ای هستم که باید تا دو سه روز دیگر به دست صاحبش برسد. 
قالی ناتمامی که بافنده اش ناگهان به خودش آمده و دیده نقشش را از بيخ اشتباه بافته . حالا باید بيوفتد به جان تار و پودش ، تک تک رج ها را بشکافد و دو سه روز بيشتر وقت برایش نمانده.

ادامه مطلب  

گروهای منعقد شده سال 95  

با سلامی پر از عشق خدمت سروران و بينندگان این سرا که همیشه به یاد ما هستند. در این پست اطلاع رسانی از گروهای سفت شده سال 95 انجام میشود که به شرح ذیل میباشند.

گرو اول مربوط میشه به گروی 132 تایی آقایان منصور قزل (بندرترکمن - قره قاشلی) و لطیف دوردی نژاد (گمیشان) 

گرو دوم مربوط میشه به گروی 101 تایی آقایان شهاب یلمه (آق قلا) و سعید جباری و رضا مهاجر (گرگان)

گرو سوم مربوط میشه گروی 110 تایی آقایان علی پوری (آق قلا) و علی احمدی (گرگان)

گرو چهارم مربوط میشه

ادامه مطلب  

مرا ببخش  

امشب عجب شبيست
خداوندا
شرک آلود مینویسم
ولی تاریک
................
و نمیابم امیدی آنچنان خود خوب میدانی
اگر نبودند خانواده ام
تا به حال صد بار خود را نفرت بار آتش میزدم
................
و چقدر تنهایم
و چقدر این تنهایی امیدم را کشت
...............
زمستان است
و من له له میزنم خورشید کمی بيشتر بماند
...............
یک تفنگ یک شقیقه
یک تیغ یک رگ
یک گالن بزنین یک بدن
...............
Bab Aziz
..............
و درست هنگامی که در تاریکی محض مشغول سلاخی خود هستی
و یواش یواش رگ های امیدت را خراش میدهی

ادامه مطلب  

156  

کسانی را داشتم که حالا دیگر ندارم.
برای چیزهایی گریه کرده ام که حالا دیگر مهم نیستند.
لحظات دوست داشتنی ای تجربه کرده ام که آن موقع آرزو کرده ام همیشه بمانند اما آن لحظات گذشته اند و حالا دیگر خاطره ی حس خوبشان مانده.
گاهی به چیزهایی فکر می کنم که ته ته قلبم آتش می گیرد.
گاهی چشمم به ساعت می افتد که جفت شده و یاد تو می افتم که همیشه که ساعت جفت می شد می گفتی.  و جلویش ایموجیه خنده و چشم قلبي می گذاشتی.
و من آرزو می کردم تا ابد به من ساعت جفت شده را ا

ادامه مطلب  

عینهو پلیس های سرچهار راه!  

گاهی بزرگترین نعمت اینست که بدانی چت شده؟!!
من خیلی وقت بود که نمیدانستم چم شده؟!نمیدانستم چرا ناآرامم.حتی در سکوت و تنهایی...چه برسد به شلوغی و هیاهوی دنیای بيرون!
اما حالا انگاری فهمیده ام که قضبه چی بوده!
حالا که بيخیال نشسته ام گوشه اتاق و به ونگ ونگ و دعوای بچه ها کاری ندارم.نگران شان نیستم.مسئولیت بي مسئولیتی دیگران را به گردن نمیگیرم.مسئول حل مشکلات دیگران نیستم.خودخوری نمیکنم....و آرامم.کنترل دنیای بيرون را رها کرده و حواسم به  دنیای خو

ادامه مطلب  

جام جم  

اصن به شما ربطی نداره این موضوع!
.
.
.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
من هروقت میخام با پدرم بحثم بشه یاد فیلم قاضی میفتم که پسرش که وکیل بود و پدره قاضی
پسر: مامان کجاست؟فکر میکنی جای دیگه‌ای وجود داره بعد از مرگ؟
پدر: داري ازم میپرسی که به خدا اعتقاد دارم؟پسر: داري؟؟
پدر: من 72 سالمه با سرطان مرحله‌ی 4 .. من چه انتخابي دارم؟
 
واقعا راس میگه! چه انتخابي داره..  منم نباید بحث کنم..اونم دیگه سنش..
بماند که جوون بود مردم آز

ادامه مطلب  

بگذر دیگه..  

فقط منتظرم از خواب بلند شم همین  . این اتفاقاتی که تو این مدت افتاد خیلی بهم ضربه زد . گاهی رفتار و صحبت کردن 
یکی و نوع برخوردش  باعث برداشت غلط میشه و خودش میدونه که مقصر اصلی خودشه . جالب تر از اون که من که اصلا 
داريوش گوش نمی دادم حالا هر زوز داريوش می گوشم . شاید تقصیر ما هم تا حدی هست که غرزومون شکوندیم .
شاید این خوردم زمینم خیلی بد بود . از همه بدتر خبری بود که قبلش شنیدم ئ بعد ماجرهای بعدش
عین دومینو. 
فقط میگیم که بگذر زمان لدفا و تموم شو

ادامه مطلب  

 

بس کن دیگه.کی ب فکر من بود
من ب کی جز خودم تکیه کردم
وقتی از درد جون میکندم مرهم زخمای من کی بود 
وقتی ب خودت میای و میبينی هیچکس و نداري جز خودت و سایت
ب هیچ چیزی نمیتونی تکیه کنی جز شونه های خودت
انقد ک وقتی ب خودت میای میبينی چقد دلت برا خودت میسوزه
ک دست مشکل گشای زندگیت دست خودته.
زنده باش و زندگی کن روحِ من. تو منو داري.منی ک هیچکس جز تو ندارتش.
تو روح جانو داري ک یک عمر همیشه پناهته  تو خودتو داري .
میبنینی حرفام دو جهت داره.یکیم دلش میسوزه
او

ادامه مطلب  

قدم قدم با یه علم ایشاالله اربعین میام سمت حرم  

این روزا هر کی رو می بينی یا میشنوی رفته کربلا یا میخاد بره . دلم می سوزه برا خودم که نمیرم یعنی میشه یه روزم منم پیاده برم اربعین کربلا خدایا دلم خیلی تنگه حرم امام حسینه یعنی قشنگ داري منو دق میدی امام حسین یه بار بردی حالا منو تشنه نگه داشتی . سیرابم کن خواهش میکنم. محمد رفته یه هفته بيشتره رفته . فهیمه همسفرم بود اونم رفته گفتم یادم کن گفت مگه میشه فراموشت کنم اولین سفر رو باهم بودیم و هم اتاقی بودیم. 
کربلا اربعین پیاده روی ارزو
دارم مداحی ق

ادامه مطلب  

 

هی تو نوشتی...خانه ام از عشق خالی ست
در خانه ی همسایه هایم خشک سالی ست
من این طرف او آن طرف از درد مردیم
هِی زیر پست تو نوشتنداین چه عالی ست
یک عمر گفتی درد داري غصه داري
یک عمر گفتی خانه ات از دوست خالی ست
هِی زیر پستِ تو نوشتنداین چه حرفی ست
وقتی خدایِ تو عزیزم این حوالی ست
هی تو نوشتی سفره ی مردم چه کوچک...
هی زیر پستِ تو نوشتنداین سوالی ست
بعدا که در خلوط کنارِ هم نشستند
گفتند دیدی...بي خیالش...او خیالی ست
تو آن اناری که درونش را ندیدند
سرخ ست...اما

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1